وفای شمع را نازم که بعد از سوختن به صد خاکستری
در دامن پروانه می ریزد نه چون انسان که بعد
از مردن همدم گل عشقش درون دامن بیگانه می ریزد
من سخاوت دیده ام دل را به هر کس می دهم شرم
دارم پس بگیرم انچه را بخشیده ام

نوشته شده توسط sky در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 4:17 موضوع | لینک ثابت

دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد ورفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودند
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هوای تازه دلش می خواست ولی
آخرش توی غبار ا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد ورفت...
نوشته شده توسط sky در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 7:21 موضوع | لینک ثابت
عاشق و مجنونت شدم نخونده مهمونت شدم![]()
اما بازم نيومدي![]()
قهوه ي فنجونت شدم شمع تو شمعدونت شدم![]()
اما بازم نيومدي![]()
برف زمستونت شدم رسوا و حيرونت شدم ![]()
اما بازم نيومدي![]()
افتاب و بارونت شدم اشکاي غلطونت شدم![]()
اما بازم نيومدي![]()
ماه تو ايونت شدم خراب و ويرونت شدم![]()
اما بام نيومدي![]()
جناب و هامونت شدم نزديکتر از جونت شدم![]()
اما بازم نيومدي ![]()
خادم و دربونت شدم اسيره زندونت شدم![]()
اما بازم نيومدي![]()
يه جوري مجنونت شدم سنگ خيابونت شدم![]()
اما بازم نيومدي ![]()
تو سختي آسونت شدم تو دردا درمونت شدم![]()
اما بازم نيومدي![]()
اما بازم نيومدي![]()
هميشه ممنونت شدم من ني چوپونت شدم![]()
اما بازم نيومدي![]()
شعراي ارزونت شدم عمري غزل خونت شدم ![]()
اما بازم نيومدي
کشته ي مژگونت شدم هلاک چشمونت شدم ![]()
اما..... بازم نيومدي![]()
از طولانی شدن شعر شرمنده![]()
نوشته شده توسط sky در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 7:50 موضوع | لینک ثابت




شبي از پشت يک تنهايي نمناک و باراني
تورا با لهجه ي گلهاي نيلوفر صدا کردم
تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم
پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه ي ابي ي احساس
تورا از بين گلهايي که در تنهايي ام رويدند . با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ ابي ترين موج تمناي دلم گفتي.........................
دلم حيران و سرگردان چشمانيست رويايي و من تنها
براي ديدن زيباي آن چشم. تورا در دشتي از تنهايي و حسرت رها کردم
اين بود آخرين حرفت و رفتي
و من بد از عبور تلخه غمگينت
چشمهايم را به روي اشکي از جنس غروب ساکت و نارنجي خورشيد وا کردم
نمي دانم چرا رفتي؟
نمي دانم چرا؟
شايد خطا کردم و تو بي ان که فكر غربت چشمان من باشي
نمي دانم کجا ؟
تا کي؟
براي چه؟
ولي رفتي
و بد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد و بد از رفتنت يک قلب دريايي ترک برداشت
و بد از رفتنت رسمه نوازش در غمي خاکستري گم شد




نوشته شده توسط sky در یکشنبه چهارم فروردین 1387 ساعت 22:58 موضوع | لینک ثابت



I’m sorry that I love you
I’m sorry that I care
I’m sorry I’m not perfect
My pain, I have to share
I’m sorry that I’m dead
Smile empty soul
I’m sorry that my life
Would pay the expensive toll
I’m sorry that you found me
In my greatest time of need
But nothing can stop my death
For my heart will forever bleed
And the worst part
About my last and final fall
If how I’m not
Sorry at all
-Katie King

نوشته شده توسط sky در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 6:1 موضوع | لینک ثابت





دلم گرفته اسمون نمی تونم گریه کنم
شکنجه میشم از خودم نمی تونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها رو شونه ی من امده
اخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده




نوشته شده توسط sky در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 8:6 موضوع | لینک ثابت





ای که با ناز نگاهت دلمو دیوونه کردی
پا گذاشتی توی سینه ام توی قلبم خونه کردی
ای که وقتی تو رو دیدم دل تنهام زیرو رو شد
با تو بودن تو رو داشتن واسه من یه آرزو شد
طفلی قلب عاشق من به خودش می گفت همیشه
آرزوی با تو بودن یه روزی راس راسی می شه
ولی آرزوم بزرگ بود تو به یاد من نبودی
من با تو بودم همیشه ولی تو با من نبودی
تا تو رد می شدی قلبم از تو سینه کنده می شد
می اومد پشت چشام و منتظر یه خنده می شد
تو که اخم می کردی سنگ دل. قلب عاشقم می ترسید
همش از ترس جدایی حیوونی دلم می لرزید
من که عاشق تو بودم چرا عشقمو ندیدی؟
![]()
نوشته شده توسط sky در شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 22:20 موضوع | لینک ثابت




عشق یعنی بغض بی پایان من
عشق یعنی حسرتی در جان من
عشق یعنی حرف های پیش و پس
عشق یعنی ظلم بی رحمانه بس

نوشته شده توسط sky در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 5:41 موضوع | لینک ثابت
باز آهنگ فراسو كرده ام
باز بيعت با پرستوكرده ام
غربتم را مي شكنيد اي سايه ها
من به درد بي كسي خوكرده ام
دست نيرنگ وفريب عشق را
پيش چشمان ههمه رو كرده ام
با خيال اينكه مي آيي زراه
كلبه ام را آب وجارو كرده ام

نوشته شده توسط sky در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 5:38 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام به وب من خوش اومدین امیدوارم خوشتون بیاد.
خوابيدي بدون لالايي و قصه
بگير آسوده بخواب بي درد و غصه
ديگه كابوس زمستون نمي بيني
توي خواب گلهاي حسرت نمي چيني
ديگه خورشيد چهرتو نمي سوزونه
جاي سيلي يا يه باد روش نمي مونه
ديگه بيدار نمي شي با نگروني
يا با ترديد كه بري يا كه بموني
رفتي و آدمكا رو جا گذاشتي
قانون جنگل رو زير پا گذاشتي
اينجا قهرن سينه ها با مهربوني
تو تو جنگل نمي تونستي بموني
دلتو بردي با خود به جاي ديگه
اونجا كه خدا برات لالايي ميگه
ميدونم ميبينمت يه روز دوباره
توي دنيايي كه آدمك نداره
فهرست اصلی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY